دختر حادثه جو

دیگر نگران نیستم ، تنها گوش سپرده ام به صدای قدم های حادثه ای که در راه است

ای روح ِ سرگردان!

ای سایه ی خاکستری!

برای رسیدن به خشکی ِ پلک ِ شب زده ام،

چه عبور سنگینی داشتی از برکه ی چشمانم،

که شکستی پل ِ مژگان ِ خسته ام را...!

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٦ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ توسط Sara نظرات () |

Design By : Night Melody