دختر حادثه جو

دیگر نگران نیستم ، تنها گوش سپرده ام به صدای قدم های حادثه ای که در راه است

به سیـــاهی مبتلا شد

نقره گــون حلقــــه ای که

در جشن ِ ماندنی شدن ِ دستانمان با هم ،

با لبخند پر مهرت در دستانم کردی!

اما...

من چه میدانستـم که ایـن جشـن ، پـایانی ست برای ما!

چرا که مـرا به میهمانی ِ دلنــواز مرگ تبعیــد کردند

و تو را به جشن ِ دیدن ِ ستاره دعــوت...!

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢۱ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ توسط Sara نظرات () |

Design By : Night Melody