دختر حادثه جو

دیگر نگران نیستم ، تنها گوش سپرده ام به صدای قدم های حادثه ای که در راه است

تـا سـوز پاییــزی ِخیــالِ نـابت از لای پنجــره ی شکستـه ی دلـم نیـومده تــو ،

یه قطره از یاده گرمی ِ نگاهتو جمع میکنم توی گودی ِ دستای سردمو

خـودم بــا زبـــونِ خــوش ، کـولــه بـارمــو جـمــع میـکنـــم و

میرم با قدم هایی که به سادگیشون حسادت کنی!

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ توسط Sara نظرات () |

Design By : Night Melody