دختر حادثه جو

دیگر نگران نیستم ، تنها گوش سپرده ام به صدای قدم های حادثه ای که در راه است

من تو را با چشم تن دیدم

و تو مرا با قلبت لمس کردی

آری! دیروز بود که چشم دلم ندید تو را

امروز ها هرچند از چشم هایم دوری ،

ولی هر لحظه میبینمت و با دلم اینبار!

این روزها به تو نزدیکتر از همیشه ام

هرچند تو از من دوری و هر لحظه دورتر میشوی ...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢۸ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط Sara نظرات () |

Design By : Night Melody