دختر حادثه جو

دیگر نگران نیستم ، تنها گوش سپرده ام به صدای قدم های حادثه ای که در راه است

گاهی آنقــدر دل تنگ می شوم

که دیگر همه چیــــز را از یاد می برم

خوبــی ها و بـــدی هایمان را..

تنها نگاهت باقی میماند در میان دفتر خاطرات ذهنم

نگاه پر از نــــور و حـــس روز نخست

و نگاه خامــــوش و مـــات آخریـــن دیـــدار..

امــــروز دلـــم تنگ است...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٥ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط Sara نظرات () |

Design By : Night Melody