دختر حادثه جو

دیگر نگران نیستم ، تنها گوش سپرده ام به صدای قدم های حادثه ای که در راه است

هنوز نیمی از من به رنگ گذشته

از باران و پرسه های پاییزی پر است

در گذرگاهی که سبزترین یادها 

به خون دل هایی جاودانه

از برق گوشه ی چشمان تقدیر سرازیر است...

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/۱٥ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ توسط Sara نظرات () |

Design By : Night Melody