دختر حادثه جو

دیگر نگران نیستم ، تنها گوش سپرده ام به صدای قدم های حادثه ای که در راه است

هیچ چیز شبیه گذشته نبود

نه من آن دخترک پر شر و شور قدیم بودم

نه خنده های تو از روی سادگی

نه حتی قهوه به تلخی همیشه...

فقط نگاه من بود که هنوز رنگ و بوی عاشقی داشت

و کافه چی، که میدید چه آرام به صندلی خالی تو زل زدم...



نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۱ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ توسط Sara نظرات () |

Design By : Night Melody