دختر حادثه جو

دیگر نگران نیستم ، تنها گوش سپرده ام به صدای قدم های حادثه ای که در راه است

اینطور که آرامم
برای آن نیست که از تو حساب میبرم، نه!
من، تنها از این میترسم که تو را بار دیگر از دست بدهم
دوباره نداشتنت گران تمام میشود
برای من که غرورم را
به پای تمام این لحظه های باهم بودن
ارزان فروختم...



نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۳ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ توسط Sara نظرات () |

Design By : Night Melody