دختر حادثه جو

دیگر نگران نیستم ، تنها گوش سپرده ام به صدای قدم های حادثه ای که در راه است

قلب تپنـــده ی شب مــن بودم

که با همـــه ی سیـــاهی

دانه دانه رویـــای بیـــداری را

به پلک های نیمه بـــاز تـو

می بخشیـــــــــدم

تا بمانــــی...

 

پ.ن: به شــاعری که در رویـــایی واژگون ، ناتمــــام ماند...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۱ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط Sara نظرات () |

Design By : Night Melody