دختر حادثه جو

دیگر نگران نیستم ، تنها گوش سپرده ام به صدای قدم های حادثه ای که در راه است

از نخستین روز داستان بی انتهـــای وجودم

از اولین نگاه ساده ی الفبــای زندگیم

تو را دیـــدم!

تو ای همیشه همـــراه!

هنوز هم حسـت مانــــدگار است

حتی در تنهایـــــی هایم!

و من به مجازات گناه هم آغــوشی با تو در خیالم

حضــــور سرگردانت را کنارم به بــــرزخ نیستــــی میبـــرم...

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٩ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ توسط Sara نظرات () |

Design By : Night Melody