دختر حادثه جو
دیگر نگران نیستم ، تنها گوش سپرده ام به صدای قدم های حادثه ای که در راه است
میدانم روزی به دیـدارم خواهی شتافت، با یک سبـد شقایــق وحشـــی.. و آن روز من به رنگ خاکم و مــوهــای تـو نیــــز "خاکستری" هوا ، هوای خستگی های بی پایان بود و بوی سیگار و طعم کنیـــــاک و اندکی فراموشی... دیشب بوی بارون میومد امشب بوی باروت...!!! پ.ن: اندر احوالات چهارشنبه سوری های امروزی!! از بغــــض ِ زلالِ چشم های تو تا هارمونی ِ مبهم فریادِ قطره قطره های باران دریایـی ست طوفانی ، به وسعـــتِ یک اشک از انعکاس ِ بی امانِ روح ِ تو در دل من تا نگاهِ خش دار شب بر گونه های لطیفِ دانه دانه های برف اشکی ست منجمد ، به عمق ِ یک یــــاد و از سردی اسفنــــدِ دستانِ بی حس من تا مــــردادِ داغ نگاهِ بی تاب تو دلی ست بی قرار ، به رنگ یک حادثه


| Design By : Night Melody |
