دختر حادثه جو

دیگر نگران نیستم ، تنها گوش سپرده ام به صدای قدم های حادثه ای که در راه است

میدانم روزی به دیـدارم خواهی شتافت،

با یک سبـد شقایــق وحشـــی..

و آن روز من به رنگ خاکم و

مــوهــای تـو نیــــز

"خاکستری"

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٥ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ توسط Sara نظرات () |

هوا ، هوای خستگی های بی پایان بود و

بوی سیگار و طعم کنیـــــاک و

اندکی فراموشی...

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ توسط Sara نظرات () |

دیشب بوی بارون میومد

امشب بوی باروت...!!!

 

پ.ن: اندر احوالات چهارشنبه سوری های امروزی!!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ توسط Sara نظرات () |

از بغــــض ِ زلالِ چشم های تو

تا هارمونی ِ مبهم فریادِ قطره قطره های باران

دریایـی ست طوفانی ، به وسعـــتِ یک اشک

 

از انعکاس ِ بی امانِ روح ِ تو در دل من

تا نگاهِ خش دار شب بر گونه های لطیفِ دانه دانه های برف

اشکی ست منجمد ، به عمق ِ یک یــــاد

 

و از سردی اسفنــــدِ دستانِ بی حس من

تا مــــردادِ داغ نگاهِ بی تاب تو

دلی ست بی قرار ، به رنگ یک حادثه

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٤ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ توسط Sara نظرات () |

Design By : Night Melody