دختر حادثه جو

دیگر نگران نیستم ، تنها گوش سپرده ام به صدای قدم های حادثه ای که در راه است

وقتی باشم انگار هیچوقت نبوده ام!

وفتی نباشی انگار همیشه بوده ای!

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ توسط Sara نظرات () |

از همه ی پروانه های آواره و بی چتر این شهر هم که بگذریم ،

هنوز هم کابوس های خشکِ شبانه بوی عطر باران میدهد!

از همه ی خانه های متروک و مطرود این خیابان هم که بگذریم ،

هنوز هم صدای قدم های قاصدک بروی سنگفرش های نمناک و خط خورده می آید!

از همه ی حادثه های زمستانی مان هم که بگذریم ،

هنوز هم تراژدی خــام خوشبختـی بنام بهــار تمام میشود!

ولی نمیدانم تا کی باید منتظر بــــــــاران ماند!

تا کی چشم براه قاصـــــــد شهر شب های رویا ماند!

و بهار خواهد رسید در این سرزمین پاییزی!؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٧ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ توسط Sara نظرات () |

Design By : Night Melody